close
تبلیغات در اینترنت
خاطرات خنده دار 27 خرداد

didane avatare nimbuzz gereftane avatare nimbuzz




ba estefade az in abzar mitoonin axe id nimbuzz har kasi k khastin bebinin

home


آخرین ارسال های تالار گفتمان

سرگرمی خاطرات خنده دار سه شنبه 27 خرداد 1393 | 0:46

آبجیم که مهندسه!تعریف میکرد با معاون اداره کل نشسته بودن یهو صدا ملچ ملوچ میاد آقاهه گوشیشو درمیاره میگه بذارین اول بچه مو غذا بدم بعد به ادامه جلسه برسیم!pou رو میگفته ها....
خداااااااا.مامانم اینجور نگران گشنگی من نبوده و نیست.....خخخخخخخخ

||

صبح جسيكا گير داده بريم بهم رانندگي ياد بده. ميگم ععزيزم تاج سرم شوما خودتو اذيت نكن هرجا خواستي بگو خودم ميبرمت. ديگه زياد اصرار كرد منم رضا قبول كردم. آردي رو برداشتيم و زديم به دل جاده. بعد يه ساعت كامل ياد گرفت ماشالا خيلي باهوشه خـيــلـي. حالا ادامه مكالماتمون
جسي: رضا (داخل پرانتز بگم يه رضا ميگه صدتا رضا از دهنش ميريزه)
من: ععزيزم
جسي: تو حاضري واسه عشقمون چكار كني
من: خب معلومه هر كاري
جسي: حتي تا پاي جونت؟
من: معلومه ديوونه
سرعتمون بالا بود خيـــــلـــــــي، يهو فرمونو تا آخر پيچوند يه سوكوهارا جمع با دوتا چرخش اضافه رو هوا زديم انصافا حركت خيلي قشنگ بود خيـــلـــي طلا مال ما بود تو مشتمون بود اما متاسفانه موقع فرود به جاي چرخا با سقف فرود اومديمو داورا چند نمره خطا ازمون كم كردن -_-
كيصافط كليپِ اون دوتا دخترو ديده اومده مثه اونا خوشمزه بازي در بياره دوربينم كار گذاشته بوده
چه خبرتههه (پرستارآهم اعصاب ندارن آنژيوكتش از زير آرنجم زد بيرون) خودمو خودش كه خردو خاك شير شديم، غصم واسه آرديِ مگه آردي گير مياد -_- نابود شد از اون بدتر دوربينم له شده كليپم نداريم

||

یه روز این سارا گودزیلا(دخترخاله 5سالمه) اومده بود خونمون رفت دستشویی برگشته میگه شما هم مو جیش میکنید؟!
من : چی؟! 0_o موجیش چیه؟!
گودزیلا: مو جیش دیگه... خونمون هر کی میره دستشویی موجیش میکنه واسه همین همیشه تو دستشوییمون موئه
من: :-
مامان: 0_o
اهالی محل: 0_o

||

امروزیه پسره رو دیدم ابروشیطونی!پنکیک زده بودلامصب صورت نبودکه آینه ازهمه مهم تیریپ صورتی زده بود حتی رژشم صورتی بود منم همینجوری باتعجب نگاش میکردم یه دفعه گف چیه خانمممممممممم نگاه میکنی من قصد ازدواج ندارم......................................یعنی نابود شدم@__&

||

ی بار توی اتوبوس ی خانومه ازم پرسید پولیه یا بلیط ؟خواستم بگم پول زبونم گرفت گفتم پیل :)) خانومه گفت چی ؟ دوباره گفتم پیل :)) بنده خدا به زور جلو خندشو گرفت :))

||

آقامون معدش درد میکرد رفتش دکتر بهش میگم: دکتر چی گفت
میگه: دکتر گفت عصبی با کسایی که عصبیت میکنن حرف نزن و....
منم پریدم وسط حرفش گفتم: خوب با مامانت حرف نزن دیگه
آقامون˚_˚‖
مامانش:-)
من با نیش باز
بدبخت آقاییم هیچی نگفت بحثو عوض کرد

||

اقا دراوردم همینجورالکی الکی!به همکلاسیم گفتم مگه قرارنبودتویه پیتزابه ما بدی چی شدپس؟!
گفت:ای وای پس چراهیچی نمیگی؟؟ببخشیداین درسا که اصلا واسه ادم حواس نمیذاره..
یه وقتی روبگوبریم...!!! اون لحظه:
منO>o
روح خبیث درونم :)))))
پیتزا :(((((
خلاصه جاتون خالی پیتزاروزدیم تورگ حالشوبردیم...

||

می خواستیم ناهار بخوریم، گودزیلای خواهرم عوض غذا داشت ماست می خورد.
بهش گفتم به نظر من که نمیشه جای غذا ماست خالی خورد.
برگشت بهم گفت به نظر تو نمیشه، به نظر من میشه!!!
من :|
گودزیلا ^_^
بقیه حضار D:

||

یه روز با پسر خالم رفتیم کاخ سعد آباد پسر خالم یه چینی یه رو دیده می گه hi چینی هه هم جوابشو می ده ... بهد چینیه می گه
What is your name ؟ پسر خالم در جوابش می گه:
yas yas
آقا همه زدیم زیر خنده . چینیه که فهمید این اینگیلیسی بلد نیست راه شو کشید و رفت تازه بعدش پسر خالم برگشته می گه : چه قدر اینا خنگن انگیلیسی هم بلد نیستند

||

اقا ما داشتیم با دوستمون از مدرسه بر میگشتیم دوستم خوشحال بود گفتم چی شده ؟ ها؟ خوشحالی الان؟برگشته با کمال جدیت میگه گشاد باباته ینی یه وضییییی من میرم دوش اسید بگیرم کسی نیست؟؟؟!!!!!!
اخه خوشحال کجا گشاد کجا اصن!!!

||

دیروز بابام تو پذیرایی خوابیده بود.منم گفتم تا خوابیدس اون کولر را روشن بنمایم [ یه همچین آدم خبیثی هستم من ]
خیلی شیک همه در و پنجره هارو بستم،داشتم دنبال کنترلش میگشتم (دکمه ی کولرمون خرابه) که بابام چشمشو باز کرد و گفت: کور خوندی.کنترل تو جیب منه.
یهو پاشد وایساد میگه: نه! من نمیتونم یه آدم مفت خور و با کولر نازنینم تنها بذارم :/
رفت فیوز و زد برق کل خونه رو قطع کرد اومد خوابید :(
همون پنکه روهم از دست دادم :(
ینی بابای من ب روباه مکار گفته زرشک !
سلام...
اینحا خونه ی ما شبیه کوره داغه
ما داریم آتیش میگیریم
آی لاو یو پی ام سی *_*

||

از سر جلسه سنجش با روحیه داغون پاشدیم اومدیم بیرون دیدیم پسره تو کمریش نشسته یه دختر تیتیشم رف نشس بغلش
گفت: عالییییی بوووود
پسره گفت: پس بیا جلو جایزتو بگیر ماچچچچچ
ما: :oooooooo
دوستان این مسولین که میگین کجان؟ چرا رسیدگی نمیکنن به این دوستان که دوپینگ میکنن؟

||

توو خیابون وایساده بودم که یه دختره اومد از من پرسید :ببخشید ساختمان پارسیان کجاست ؟
بهش گفتم :اون ساختمون بلنده رو میبینی اونطرف خیابون .اون ساختمون پارسیان هستش .
دختره گفت :یعنی باید برم اونطرفه خیابون ؟.
من:نه نمیخاد تو بری اونطرفه خیابون .میخای ساختمونو بگیم بیاد اینطرف ؟!!!.
دختره :خفه شو بیشعور ....یعنی من بی عقل هستم ؟!!!منو مسخره میکنی ؟.
من :تو دیگه به مسخره کردن احتیاج نداری .تو خدادادی مسخره بدنیا اومدی ..
توو همین جرو بحثا با این دختره بودم که یه دختره دیگه از راه رسید
از من پرسید :ببخشید آقا مستقیم کدوم طرفه ؟
من :یه ذره برو جلوتر بپیچ سمت راست .... همونجاست .
دختره:خیلی ممنون :| :))))
خدایا من از خاکم و به سوی تو بازمیگردم :|

||

دیروز دوستم اومده بود خونمون مثلا درس بخونیم ...
بعد نشسته بود واسه من داستان تعریف میکرد .
وااااای رویا دوتا پسر رو موتور نشسته بودن انقد این پسرجلویه گنده بوداون عقبیه شده بود عین عکس رو پیرهنش .^_^
اصلا این دوتا عین چای و چاپلین بودن @_@
من:جااااااانم مطمئنی چالی و چاپلین دو نفرن !!!!!!
مدیونید فک کنید منظورش لورر و هاردی بودااااااااا

||

بچه ها این دختر گودزیلای ما 5 سالشه(بچه ی خالم) دیشب قرار بود بریم پارک هی گریه میکرد میگفت من لباسم خوب نیس . مدل موهام خوب نیس . کرمم رو نیاوردم . عطر فرانسوی نزدم خلاصه دیوونمون کرد
منم اعصابم خراب شد بلندش کردم گفتم ببین من میرم اماده میشم تا دودقیقه دیگه اماده نباشی همه میریم پارک تورو با بابام تنها میزارم گازت بگیره خودمم میندازمت تو قابلمه میپزمت بعدشم یه قابلمه برداشتم دنبالش کردم اینقد گریه کرد که از حال رفت
به نظرتون حلالم میکنه *-* ^_^

||

تو بیتاک دختره به زور 14سالشه تو پرو فایلش نوشته ;
تو همیشه می گفتی :
من یه تار موی تو را به هیچ کس نمی دهم !
اینقدر تارهای موی من را به این و آن دادی تا کچل شدم !
حالا برو دست از سر کچلم بردار...©_©
منم واسش نوشتم : دوای دردت ...... شامپو سیر پرژک خخخخخخخخخخخخخخخخ

||

بابای خودم نصفه شب کولر رو خاموش نمی کنه!!!!!!!!!
چون ما بالاپشت بوم می خوابیم کولری روشن نیس ک بخاد خاموش کنه!!!!!
فقط نصفه شب لحاف کلفت رومون میکشه ک گرممون بشه وبفهمیم قدرت دست باباهاست....حتی اگه کولری درکارنباشه:)))))))))))))

||

اولین شکست زندگیمو وقتی خوردم ک مامانم گفت وقتی بچه بودم شیرتخم مرغ میخواستم و شیر نداشتیم بجاش بهم آب وتخم مرغ قاطی میکرده میداده اصلا وقتی گفت کمرم شکست داغون شدم رفت...

||

گوشی موبایلم تو حلق حامدو حانیه اگه دروغ بگم.
یه بار سر زنگ ریاضی بودیم
اقای ص اومد یه ۷ بنویسه شبیه کلاغایی که بچه بودیم میکشیدیم
اون شکلی ۷نوشت
من اومدم بگم عه ما بچه بودیم از این کلاغا میکشیدیم
با صدای بلند گفتم:
ما کلاغ بودیم این جوری بچه میکشیدیم
:ِD
اون روز اشکه بچه ها از خندیدن به سوتی من دراومده بود
خدایا منو از این بچه ها و مدرسه نگیر

||

امروز هوا داااااد میزد که دونفرس منم تو اتاقم نشسته بودم داشتم (مثلا) واس کنکور درس میخوندم دیدم مغزم فقط میخواد منو از درس خوندن منحرف کنه (استغفرالله) خلاصه بیسکوییت نسکافه مو ورداشتمو رفتم طرف پنجره..پرده رو دادم کنار ..کلا جو خیلی رمانتیک بود طوریکه به افق نگا میکردمو بیسکوییتمو گاز میزدم دیدم پسر مستاجرمون از دستشویی حیاط اومد بیرون طوریکه داش زیپش شلوارشو میکشید منو دید بهم دست تکون داد:|
هیچی دیگه منم عین مونگولا نیشمو باز کردم :|
خو چیه انتظار نداشتم همچین شه:(

||

خانومم داشت واسه امتحان ادبیات میخوند میپرسم شام نمیپزی؟
قاطی کرد گفت بله پزیده ام...
الانم به عنوان حق السکوت قراره تا یه ماه غذای خونگی بخورم...

||

یه زمانی یکی از بزرگترین تفریحامون این بود:وقتی می نشستیم دوره هم,یه نفر میگفت:درمدرسه نشسته بودیم ناگهان خری گفت.اونوقت همه لال میشدن.بعضی وقتا 1 ساعت طول میکشی وهیچکس حرفی نمیزد "
آقا سر کلاس این کارو می کردیم بعد معلم میومد وارد کلاس می شد سلام می کرد همه ی بچه ها بش می خندیدن . بنده خدا هم یه ضرب میرفت دنبال زیپ شلوارش . فک می کرد سوتی داده . هی یادش بخیر

||

داشتم با مامانم راجبه مخاطب خاصم صحبت میکنم
هییییی داشتم ازش تعریف میکردم
داشتم راضیش میکردم برین برای تحقیقات که طرف یه دختر فرشتست
یهو داداشم که 13سالشه اومده میگه:خب شیطون,حالا عکسشو بده ببینم چی مخ زدی!!!
مامانم هنوز داره میخنده
ما هم بچه بودیم والا!

||

دختر : مامان خواستگاری که میخواد بیاد ازم ۲۳ سال بزرگتره
مادر : چی میگی؟ میخوای با یکی همسن بابات ازدواج کنی ؟
دختر : بهم گفته میخواد زنشو طلاق بده
مادر : مگه زنم داره ؟
دختر : آره سه تا هم بچه داره
مادر : وای خدای من ، آخ قلبم !
دختر : ولی خیلی پولداره ، چند تا برج ساخته که یکی از اونا برج میلاده !
مادر : بگو ببینم خیلی دوستش داری ؟!

||

چندوقت پيش خواهرزاده گودزيلام اومده ميگه خاله توروخدا برام(تي تاب)بخر گفتم خاله برو سوپري بخر ميگه نه اونجانداره...
چندروز گذشت يه روزتوكوچه بودداد ميزد خاله خاله بيا ايناهاش تي تاب...اون پسره داره...
بله عزيزان خواهرزاده 5ساله بنده لب تاپ ميخواستنننننن...
خدايي دوران ما كجا وايناكجا؟؟؟

||

یه خواستگارم نداریم دم کنکوری بیاد بگیرتمون کنکورو گند زدیم بندازیم گردنش
حالا تو این تورم کی زن میگیره....
واسه همین با دوستان تصمیم گرفتیم یه هفته مونده به کنکور یکی از بچه ها سرطان بگیره تضعیف روحیه بشیم
خودکفایی که میگن یعنی همین...

||

رفته بودیم تئاتر با دوستام ی دختره بود گفتیم سرکارش بذاریم وقتی برنامه تموم شد دوستام اومدن دورمو گرفتنو امضا خواستن دختره هم اومد پرسید چه خبره یکی از دوستام ی نگاهی بهش انداخت گفت ینی ایشونو نمیشناسی دختره ی نگاه به من کردو گفت خیر ایشون کین دوستمم گفت مگه فیلم جدایی نادر از سیمینو ندیدین دختره هم گفت وای ندیدم ولی تعریفشو زیاد شنیدم نقشتون چی بود منم گفتم نادر میره در ی خونه رو میزنه ی زن میاد بیرون نادر میپرسه اسماعیل اقا هست زنه هم میگه نه
اون اسماعیل اقایی که خونه نبوده من بودم دیگه خودتون فکرکنین دیگه ملتم دورمون جمع شده بودن

||

گودزیلامون انگشت کرده تو دماغش بش نگاه کردم گفتم:
تو مهدکودک چی بت یاد دادن؟؟
برگشته میگه: به تو چه؟! تو دانشگاه بت یاد ندادن تو کار دیگران دخالت نکنی؟؟
یا روح القدووس:) اینا دیگه کین؟؟؟؟؟؟؟؟

||

آقا قبلنا كه دانشجو بوديم امتحان انديشه استاد 16 تا سوال داد گفت از اينا 10 تاشو مياره مام تنبل همون 16 سوالو خونديم رفتيم سر جلسه ديديم اي دل غافل حتي به سوالم آشنا نيس منم هرچي از اون 16 سوال بلد بودم و آخرم يه نامه ي فدايت شوم با مضمون استاد انصافا اين رسمشه نوشتم. يه هفته بعد كه نمره هارو رو برد زدن فكرشو كنيد چند شدم؟؟؟؟؟؟ باورم نميشد 17 شدم و همونجا شعر منو همه خوشبختي محاله محاله محاله رو سرودم و بندري رقصيدم...

||

چند وخت پیش رفتم موهامو پسرونه کوتاه کردم ( دخترم من ) البته نه خیلی کوتاه..
بعد امرووز مامانم اومده بهم میگه خعلی شبیه جاناتان گرت شدی :/
رفتم گوگل سرچ کردم دیدمش افسردگی گرفتم :|
من میرم روو صورتم اسید بپاشم الان برمیگردم :|

||

امروز با ترانه میخواستیم بریم خرید عروسی (نیمه شعبان عروسیمونه)
ساعت 9 رفتم دنبالش حاضرنشده بود نشستم
نشستم
چرت زدم
بازم دیدم از اتاق بیرون نمیاد، یه سوسک پلاستیکی محض احتیاط آورده بودم انداختمش تو اتاقش!
ترانه: وااای سوسک مهرزاااد بدووو
من: الهی فدات شم اومدم! رفتم مثلا کشتمش (گذاشتمش تو جیبم واسه دفعات بعدی)
خوشحال وشاد رفتیم خرید!

||

هیچی لذت بخش تر از این نیست که وسط خونه تکونی یا موقع گشتن بین مدارک تو کمدها و چمدونای قدیمی چندتا پوشه حاوی کارنامه های مامان و بابات پیدا کنی.
اصلا از شدت خنده و گاز زدن در و دیوار خستگی امتحانا و پروژه ها از تن آدم در میره
اون به کنار بهونه آوردن هاشون خیلی جالبه
دیگه خیالم راحته نمره هام بیاد مامان و بابام نمیتونن دیگه اعتراض کنن. خخخخخ

||

یادش بخیر ی زمانی یکی از راه های دوست شدن با دختر تک چرخ زدن جلو مدرسه دخترونه بود :))
یادتونه؟؟؟
نخند داییم همینجوری ازدواج کردن تازه 2تاام بچه داره خیلیم از زندگیش راضیه:)))
امتحان نکنیداااا الان دیگه جواب نمیده

||

رفته بودیم پارک یه دختر پسر 15 16 ساله داشتن باهم دعوا میکردن
،دختره به پسره میگفت آره بزن تو گوشم تا بفهمم روم غیرت داری پسر میگفت خفه شو و این چه حرفیه و اینا... بعد دوباره دختره هی میگفت نه بزن بزن اگه راس میگی، یهو دیدیم این پسره زااااااااااارت خوابوند تو گوش دختره
اونم گریه کرد پاشد رفت، پسره هم رفت دنبالش.
حالا تا اینجاش مهم نبود ما تو مسائل خانوادگی دخالت نمیکنیم.
ولی وقتی رفتن یه چیپس فلفلی با یه تیکه لواشک بزرگ جا گذاشتن، با رفیقام حمله کردیم به خوراکیاشون این جاش خعلی خوب بود :))
جـا همه خـالـی :D

||

آخرین روز مدرسه بود.به معلم گفتیم امروز دیگه درس نده و ازاین حرفا
اونم راضی شد و گفت:فقط جیکتون درنمیاد :ا
مام گفتیم: رو جفت چشام [به همراه یک لبخند موزی]
ولی انقد حرف زدیم و گفتیم خندیدیم که معلم جوش آورد انگشت اشارشو سمت من گرفت و گفت:برو از کلاس بیرون
منم گفتم: هرچی که تو گویی عزیزُمممم
پاشدم داشتم میرفتم بیرون برگشتم یه نگاه به بچه ها کردم.سرمو تکون دادم و گفتم:اگه رفتم معتاد شدم ب خانوادم بگین حقمو از این معلم بگیرن*_*
خواستم برگردم ک خانوم ماژیکِ رو میزشو پرت کرد،صاف خورد تو مَلاجم :(
بچه ها (که حس همدردیشون از پهنا تو کیسه صَفرام) داشتن صندلی هارو گاز میزدن :ا
مدیونین اگه فکر کنین معلمم عمه ی جَکی جان بوده :)

||

قرار بود بریم عروسی،
آقام گفت: بابا بیا کارد دارم...
بابام: " ببین عزیزم ما تو دینمون سفارش شدس که سه چیزا به فرزنداتون آموزش بدیند،
1.تیر اندازی
2.شنا
3.سوارکاری
حالام دلم میخواد تو این عروسی سه تاشا با هم یادد بدم..."
گفتم: چیطوری آقاجون؟؟!!
گفت: " بیبین شوما میری یجا کمین میکونی، آ تا شاباشا ریخدن رو سری عروس هر کی رفت برا جمع کردنش با کش پول بش تیر اندازی میکونی تا از مکان فرار کوند. تو مرحله بعدی از دور شیرجه میزنی رو شاباشا آ لا شاباشا شینا میکونی، مرحله آخرم پولارا ورمیداری آ مثی اسب فرار میکونی که کسی ازت نسوند..."

||

زمان دانشجویی سر امتحان اخلاق، دوستم آیه ها و حدیثایی که استاد گفته بود تو امتحان میاد رو روی کاغذ نوشته بود آورده بود، سر جلسه که درشون آورد مراقب دید اومد گف خجالت نمیکشی تقلب میکنی؟!!
این دوست ماهم نه گذاشت نه برداشت گفت: نه آقا اشتباه می کنید این آیه ها برای تقویت حافظه است.... :))
مراقب: ://
دوستم: :دی
تقلب: :0 :0

||

یه بستنی فروشی سنتی داریم اینجا هر بار میرم میگه چه طعمی میخای؟ میگم خامه یا کره! میگه همه تموم شده فقط ساده داریم!!!
ینی من چندبار هم کمین کردم ساعت شیش صبح رفتم میگه تموم شده!!!
اصلا آپشن هاش آدمو دیوانه میکنه لامصب!

 

برچسب ها : جوک , خاطره , سرگرمی , طنز , jok , juybari ,
نویسنده: reza بازدیدها: 13 نظرات ()

آخرین مطالب

S2a Sender By Rezaroni@Nimbuzz.Com-V1.0 تاریخ : پنجشنبه 02 مرداد 1393
دانلود نرم افزار تغییر اطلاعات آیدی نیمباز تاریخ : سه شنبه 31 تیر 1393
نرم افزار ساخت زیرنویس تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393
نرم افزار افزایش بازدید سایت یا وبلاگ شما تاریخ : شنبه 21 تیر 1393
فوتوشاپ با امکانات زیاد و کم حجم تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
دانلود آهنگ جدید حامد پهلان عزیزجونم تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
دانلود آهنگ جدید ندیم چشم چشم تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393
Avatar Geraber Coded By Badkalle@Nimbuzz.Com تاریخ : سه شنبه 17 تیر 1393
دانلود آهنگ جدید احمد سعیدی نازنین تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393
دانلود آهنگ جدید رضایا نخند به من تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393

ارسال نظر


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

اطلاعات سایت

آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
اعضای آنلاین : 0
تعداد اعضا : 18

عضو شوید
ارسال کلمه عبور

آمار مطالب
کل مطالب : 108
کل نظرات : 13

آمار بازدید
بازدید امروز : 7 نفر
باردید دیروز : 126 نفر
بازدید هفته : 141 نفر
بازدید ماه : 181 نفر
بازدید سال : 1,116 نفر
بازدید کلی : 15,316 نفر
ورودی امروز گوگل : 0 نفر
ورودی گوگل دیروز : 0 نفر
آی پی : 3.80.177.176
مرورگر :
سیستم عامل :

موضوعات

نظرسنجی

خواننده مورد علاقه ی شما کیه؟











خبرنامه سایت

    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود